*مناجات*
-
تاریخ: 1392/2/4 ساعت: 12:57
خدایا!دنیایم را پر از امید فردایم را لبریز از موفقیت و وجودم را همه عشق گردان تا همراه پرنده ای که با آوازش تو را می خواند و هم پای درختی که قنوت بی وقفه اش تا بی کران ادامه دارد شکرگزار همیشگی ات باشم.آمین!
امید
-
تاریخ: 1392/2/4 ساعت: 12:53
پنجره دلت را باز کن و لبخند بزن.تار زندگی را بگیر و با عشق بنواز.چشمانت را ببند و با صدای چکاوک ها هم خوان شو گل امید را در این سختی روزگار در باغچه دلت بکار.چشمانت را باز کن و لحظه ناب زندگی ات را پیدا کن و از یاد نبر که دستانت در دستان خداست.
خداحافظ...
-
تاریخ: 1392/2/3 ساعت: 23:01
شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم.خداحافظ ولی هرگزنمی روی از یادم.خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم.خداحافظ و این یعنی در اندوه تو میمیرم در این تنهایی مطلق.که میبندد به زنجیرم و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد و برف ناامیدی بر سرم یک ریز می بارد.چگونه بگذرم از عشق از دلبستگی هایم؟چگونه میروی ...
باران
-
تاریخ: 1392/2/3 ساعت: 17:14
هنوز چشمان خیس چکمه های کودکی ام را لمس میکنم و رنج میکشم از تصویر زانو بغل گرفته ی چتری که با آن عطش ناودان تو را جار میزند.
نصیحت
-
تاریخ: 1392/2/3 ساعت: 15:07
مادر گفت:"عاشقی یک شب و پشیمانی هزار شب"اکنون هزار سال پشیمانم که چرا یک شب عاشق نبودم.
*مادر*
-
تاریخ: 1392/2/3 ساعت: 15:04
چه زیباست رقص امواج خروشان دریا در میان شن ها ی نرم ساحل.چه زیباست پر گشودن کبوتر ها در بی کران نیلی آسمان.چه زیباست وزش باد میان سبزه های دشت و پرنده هایی که آن میان آواز میخوانند و دانه میچینند...وچه زیباست حضور دل انگیزت تا پر کند بی نهایت وسعت تنهایی ام را ... دوستت دارم مادر*
میخوانم تو را...
-
تاریخ: 1392/2/3 ساعت: 14:57
ای که من در خاطراتت گم شدم* لال و گنگ و در به در ویران شدم* هر کجا گشتم تو را دیدم عزیز* از نگاهت من شدم آرام ریز* من کسی هستم که میخوانم تو را* یکسره آرام و گاهی یک ندا* چشم من لبریز از این عشق توست* عشق اول از نگاهت پاک رست* دیگر از این جا نخواهم رفت یار* هر کجا پا میگذارم پا گذارم*
حسرت...
-
تاریخ: 1392/2/2 ساعت: 21:35
شبی غمگین شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد*دلم در حسرت دیدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد*به من میگفت تنهای تنهاست ببین با غربتش با من چه ها کرد*تمام هستی ام بود اما ندانست که در قلبم چه آشوبی به پا کرد *
یکرنگی...
-
تاریخ: 1392/2/2 ساعت: 21:15
تا توانی با جهان یکرنگ باش قالی از صد رنگی اکنون زیر پاست
صبر کن...
-
تاریخ: 1392/2/2 ساعت: 21:08
صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو...یا دل از دیده تو سیر شود بعد برو... صبر کن گریه زنجیر شود بعد برو...تو رفته ای بی من تنها سفر کنی...من مانده ام که بی تو شب ها سحر کنم...تو رفته ای که عشق من از سر به در کنی...من مانده ام که عشق تو را تاج سرم کنم...
عشق
-
تاریخ: 1392/2/2 ساعت: 20:57
وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کنی*تمام دنیا رو بدی فقط یه بار نگاش کنی*به خاطرش داد بزنی به خاطرش دروغ بگی*رو همه چیز خط بکشی حتی رو برگ زندگی*وقتی کسی رو دوس داری حاضری دنیا بد باشه*فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه*
عشق
-
تاریخ: 1392/2/2 ساعت: 20:52
عشق همانند طوفانی است که با آمدن خود کاج آرزوهایی که با اشک میسازیم را نابود میکند پس مراقب طوفان زندگی باش.
به نام تنهایی تنها همدم من
-
تاریخ: 1392/2/2 ساعت: 18:20
در دادگاه عشق قسمم قلبم بود و وکیلم دلم و حضارر جمعی از عاشقان و دلسوختگان قاضی نامم را خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و سپس محکوم شدم به تنهایی و مرگ کنار چوبه ی دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم و گفتم:به تو بگویند دوستت دارم.